تبلیغات
◄√ כلــَـم گِــــــرفتـﮧ از פֿــیلے ـهآ،از ایـלּ כُنیاے پَست √► - "او" که نباشد چه فرقی میکند مهندس باشم یا معتاد من به امید روز با او بودن زندگی میکردم.


◄√ כلــَـم گِــــــرفتـﮧ از פֿــیلے ـهآ،از ایـלּ כُنیاے پَست √►

مـפֿـاطب פֿـاصے نـכارכ نوشتـﮧ هایم، اما تا כلت بـפֿـواهـכ.. همـכرכ כارכ، כاغِ تمامِــ نوشتـﮧ هایم



نمیدانم برایت از آن پسر بامعرفت بگوییم که دخترک گل فروش را سوار کرد برد برلیان برایش آبمیوه گرفت و تمام گل هایش را خرید

یا از


دخترک گل فروش بگوییم که روزی دیگر گل نفروخت و تن فروخت چون درون دو دوتا هایی خودش با پول گل نمیتوانست از آن ماشی
ن ها بخرد ولی با پول تن میشود 206 خرید.


نمیدانم از چی بگوییم

عکس را میبینم با دنیایی حرف و سکوت تنها بیشتر فرایم میگیرد.

نه جهان سوم جای نیست که پسر آرزوی دختر باکره دارد!
جهان سوم جایست که دختر بعد از ازدواج با پسر هنوزم چشم به بی ام دبیلو دارد.

هنوزم وقتی پسری با بدن عضله ای میبیند پاهایش شل میشود


جایست که دختر بعد از عروسی با پسر واحد بغلی سکس دارد!


پسر های کشور من در گفتار شاید دنبال باکره ای باشند ولی آخر عشقشان را که باکره هم شاید نباشد میگیرند

ولی بعضی از دخترهای کشور من بوی از تعهد و وفاداری نبرده اند!

متاسف شدم وقتی ...

مردی مـُـرد...!!

هنگامی که زنش را ، در آغوش غریبه روی تخت دید.

متاسف شدم وقتی ، زنی ، شوهرش را دوست نداشت ، اما بچه دار شد...!!


متاسف شدم وقتی ،پسری، معشوقش را به خاطر پول ، از دست داد...!!

متاسف شدم وقتی ، زنی ، شوهرش را دوست نداشت ، ولی به خاطر بچه هایش ماند...!!


متاسف شدم وقتی ، مردی ، ناموسش را ، به خاطر مواد، به حراج گذاشت...!!


متاسف شدم وقتی ، جوانی ، ایمانش را بخاطره پول ، از دست داد.


متاسف شدم شدم شدم

تا همه چیز برایم دیگر عادی شد.



                                                                                         
نوشته شده در 22 آذر 91 ساعت 15:26 توسط peyman yosefi نظرات | |
طراح قالب پیچك دات نت