تبلیغات
◄√ כلــَـم گِــــــرفتـﮧ از פֿــیلے ـهآ،از ایـלּ כُنیاے پَست √► - بـه جـاذبـه ای مـی انـدیـشـم کـه پـروازم مـیـدهـد


◄√ כلــَـم گِــــــرفتـﮧ از פֿــیلے ـهآ،از ایـלּ כُنیاے پَست √►

مـפֿـاطب פֿـاصے نـכارכ نوشتـﮧ هایم، اما تا כلت بـפֿـواهـכ.. همـכرכ כارכ، כاغِ تمامِــ نوشتـﮧ هایم







نقاب
باید زد؟!!


نقابی که مردم شهر دگر مرا نشناسند!؟

میدانی دگر طاقت زخم زبانهایشان را ندارم!

اولی با کنایه میگویید رفت؟

دومی با لبخند میگویید با دیگری دیدمش!

سومی میگویید شنیدم با حاج بازاری ها میپرد

چهارمی . . .

پشت نقاب خودم چهارمی میشوم تکه میندازم

شنیدیم به تو گفته بود

سکس
را فیلم ها یاد گرفته و هنوز هم باکره است.  


******************
    


به پسرهای شهرتان یادآوری کنید!

دختری که بعد از سکس مقابل شماست!

همان فرشته قبل از سکس!

نه روسپی زیر پل!


**************************



اشک مادر , گناه من است!

ولی چه روز ها که با مادر دعوایمان شد

چه روزها که سرش داد زدیم

چه شب ها که سر شام اذیتش کردیم

ولی اول و آخر

هنگام بیماری یک نفر شب را صبح کرد!!!!!؟


مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــادر


  
                                                             

نوشته شده در 12 مرداد 92 ساعت 00:32 توسط peyman yosefi نظرات | |
طراح قالب پیچك دات نت