تبلیغات
◄√ כلــَـم گِــــــرفتـﮧ از פֿــیلے ـهآ،از ایـלּ כُنیاے پَست √► - گاهی هم... باید دست از سرش برداری ، و بگذاری "دور گلویش "


◄√ כلــَـم گِــــــرفتـﮧ از פֿــیلے ـهآ،از ایـלּ כُنیاے پَست √►

مـפֿـاطب פֿـاصے نـכارכ نوشتـﮧ هایم، اما تا כلت بـפֿـواهـכ.. همـכرכ כارכ، כاغِ تمامِــ نوشتـﮧ هایم





مـیـخــنـدم
نـمیدونـم چــمه ؟! پُـــــر بـغضــم ...
اما نـمیخــوام گـریـــــــــه کنـم
کلا حــــــــــالم گرفتـه
نباید گـریـه کنم باید قـوی باشم
اصلا گور بابای این زنـدگــی لجن
... میرم دم پـنجـــــــــره یک سـیگـار آتش میزنم
دودشو میبلعم تا بـغضم بـره پایین !
کافی نیست یـکـی دیگه ...
اینجوری میشه که وقتی به خــودم میام
ده نــخ سـیگــارو ده دقیقه ای دود میکنم !
اما دمش گـــــرم ، انگار سیگار همیشه برام مرهم بوده !
حـــــــــالم بهتره ...
هنـوز لبه پـنجــره ام ...
میخــنــدم ...
یــــــــادش بـخـیــر این حرفو همیشه اون میزد !!
میخندم ...
بلند بلند میخندم ...
و آروم از گوشه ی چـشـم اشک پایین میاد ... !

+ این منم که هر شب بعد از نوشیدن یک فنجان حقیقت تلخ و دلنشین یک پاکت صبر دود میکنم+





نوشته شده در 7 آذر 92 ساعت 15:02 توسط peyman yosefi نظرات | |
طراح قالب پیچك دات نت